خرید بک لینک

درباره سایت

hasanrostami

به نام پروردگاری که اشک را در چشمانم،لبخند را بر لبانم آفرید و به نام خدایی که داشتن او جبران همه نداشته های من است و می ستایمش چون لایق " ستایش "است. معبودا:مرا به بزرگی چیزهایی که به من داده ای اگاه و راضی کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را بر هم نزند. خدایا راه را به ما نشان بده: تو برای موسی(ع)دریا را شکافتی و راهش دادی تو برای حضرت محمد(ص)غاری قرار دادی و به امر تو عنکبوت بردرگاه آن تار تنید خدایا ما کوچکتر از آنیم که درخواست کنیم برای ما کاری انجام بدی [ خدایا ما بندگان حقیر و ضعیف را ببخش]

امکانات وب

-->-->-->-->
شبی مست رفتم اندر ویرانه ای

ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای نرم نرمک ژیش رفتم

در کنار پنجره تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای

پیرمردی کور و فلج در گوشه ای

مادری مات و پریشان همچنان پروانه ای

پسرک از سوز سرما میزند دندان به هم

دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای

پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای

تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای؟!!

برچسب: نویسنده: حسن رستمی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1392 ساعت: 21:47

صفحه بندی