خرید بک لینک

درباره سایت

hasanrostami

به نام پروردگاری که اشک را در چشمانم،لبخند را بر لبانم آفرید و به نام خدایی که داشتن او جبران همه نداشته های من است و می ستایمش چون لایق " ستایش "است. معبودا:مرا به بزرگی چیزهایی که به من داده ای اگاه و راضی کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را بر هم نزند. خدایا راه را به ما نشان بده: تو برای موسی(ع)دریا را شکافتی و راهش دادی تو برای حضرت محمد(ص)غاری قرار دادی و به امر تو عنکبوت بردرگاه آن تار تنید خدایا ما کوچکتر از آنیم که درخواست کنیم برای ما کاری انجام بدی [ خدایا ما بندگان حقیر و ضعیف را ببخش]

امکانات وب

-->-->-->-->

خفته در باران

دستی میان دشنه و دیوارست
دستی میان دشنه و دل نیست
از پله ها
فرود می اییم
اینک بدون پا
لیلای من همیشه
پشت پنجره می خوابد
و خوب می داند
که من سپیده دمان
بدون دست می ایم
و یارای گشودن پنجره
با من نیست
شن های کنار ساحل عمان
رنگ نمی بازند
این گونه ی من است
که رنگ دشت سوخته دارد
وقتی تو را
میانه ی دریا
بی پناه می بینم
دستی میان دشنه و دل نیست
خوابیده ای ؟
نه ؟ بیداری ؟
ایا تو آفتاب را
به شهر خواهی برد
تا کوچه های خفته در میانه ی باران
و حرف های نمور فاصله ها را
مشتعل کنی ... ؟
تا دو سمت رود بدانند
که آتش
همیشه نمی خوابد به زیر خکستر
در زیر ریزش
رگبار تیغ برهنه
می دانم تو دامنه می خواهی
می دانم
تا از کناره بیایی
و پنجره ها را
رو به صبح بگشایی
من
با سیاهی دو چشم سیاه تو
خواهم نوشت
بر هر کرانه ی این باغ
دستی همیشه منتظر دست دیگرست
چشمی همیشه هست که نمی خوابد

برچسب: نویسنده: حسن رستمی تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1392 ساعت: 21:47

صفحه بندی